|
|
|
|
|
معبودا اينك اين بنده پرگناه و پر جرم تو |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت توسط تارا
|
|
||
|
|
|
|
|
عاشقانرا گردرآتش مي پسندد لطف دوست تنگ چشمم گر نظر در چشمه كوثر كنم |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت توسط تارا
|
|
||
|
|
|
|
|
رسول خدا (ص)فرمود: شعيب از عشق خداي متعال چندان گريست كه نابينا شد . پس خداوند بيناييش را به او باز گرداند . ديگر بار گريست تا آنكه نابينا شد. خداوند دوباره بيناييش را به او باز پس داد . باز هم انقدر گريست كه كور شد و خدا دوباره بينايش كرد . مرتبه چهارم خداوند به او وحي فرمود:اي شعيب تا كي به اين وضع ادامه خواهي داد ؟ اگر از بيم جهنم گريه ميكني تو را امان دادم و اگر به شوق بهشت است آنرا ارزانيت داشتم . شعيب عرضه داشت : معبود من و سرورم تو مي داني كه گريه من نه از بيم دوزخ است و نه به شوق بهشت . بلكه دلم بسته محبت و عشق توست پس صبوري نميتوانم مگر آنكه تورا ببينم خداوند عزوجل به او وحي فرمود: حال كه چنين است همسخنم موساي كليم را خدمتگزار تو خواهيم كرد. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت توسط تارا
|
|
||
|
|
|
|
|
الهي، من به حور و قصور ننازم، اگر نفسي با تو پردازم از آن هزار بهشت ميسازم. الهي، ميپنداشتم كه ترا شناختم، اكنون آن پنداشت و شناخت را در آب انداختم. الهي، همه شاديهايي ياد تو غرور است، و همه غمها با ياد تو سرور. خواجه عبدالله انصاري |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت توسط تارا
|
|
||