تبليغاتX
نجواي دل
مذهبي - عرفاني

معبودا اينك اين بنده پرگناه و پر جرم تو
با سيلابي از اشك و تني نحيف و
 قلبي چركين و دلي پر هوي و ديدگاني بي حيا
ب هسويت امده است
اما با وجود اين همه گناه با وجود اين همه تباهي
باز ميدانم كه روزنه رحمت تو بر كسي پوشيده نيست.
خداوندا مرا بيامرز كه دستانم به الودگيها الوده گشته است ..
خداوندا رويم را در پيشگاهت سفيد گردان
مرابيامرز كه چه بسا اتفاق افتاده است كه ماندن را بررفتن ترجيح داده ام
تو را سپاس ميگويم كه توبه پذيري

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت   توسط تارا  | 

عاشقانرا گردرآتش مي پسندد لطف دوست

تنگ چشمم گر نظر در چشمه كوثر كنم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت   توسط تارا  | 

رسول خدا (ص)فرمود:

شعيب از عشق خداي متعال چندان گريست كه نابينا شد . پس خداوند بيناييش را به او باز گرداند . ديگر بار گريست تا آنكه نابينا شد. خداوند دوباره بيناييش را به او باز پس داد . باز هم انقدر گريست كه كور شد و خدا دوباره بينايش كرد . مرتبه چهارم خداوند به او وحي فرمود:اي شعيب تا كي به اين وضع ادامه خواهي داد ؟ اگر از بيم جهنم گريه ميكني تو را امان دادم و اگر به شوق بهشت است آنرا ارزانيت داشتم .

شعيب عرضه داشت : معبود من و سرورم تو مي داني كه گريه من نه از بيم دوزخ است و نه به شوق بهشت . بلكه دلم بسته محبت و عشق توست پس صبوري نميتوانم مگر آنكه تورا ببينم

خداوند عزوجل به او وحي فرمود:

حال كه چنين است همسخنم موساي كليم را خدمتگزار تو خواهيم كرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت   توسط تارا  | 

الهي، من به حور و قصور ننازم، اگر نفسي با تو پردازم از آن هزار بهشت مي‌سازم.

الهي، مي‌پنداشتم كه ترا شناختم، اكنون آن پنداشت و شناخت را در آب انداختم.

الهي، همه شاديهايي ياد تو غرور است، و همه غمها با ياد تو سرور.

                                         خواجه عبدالله انصاري

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت   توسط تارا  |