|
|
|
|
|
هفت چيز است كه در راه احسان توان نهاد و آن از مردم نادار هم ساخته است: نخستين چيز احسان به كار است يعني كه انسان خدمت خود را تقديم دارد . عالي ترين نوع اين احسان همانا ارزاني داشتن جان است . دوم احسان به دل است ، يعني تقديم داشتن يك قلب پر عطوفت به ديگران . سوم احسان به چشم است يعني تقديم نگاهي گرم وپر مهر به ديگران كه آنها را ارامش بخشد .چهارم احسان به رخ است يعني تقديم چهره اي خندان و مهربان به ديگران . پنجم احسان به زبان است يعني تقديم سخنان گرم و با محبت به كسان . ششم احسان به جاي است يعني جاي خود را به ديگران تقديم نمودن . هفتم احسان به ماوا و مكان است يعني كه شب در خانه خود به ديگران پناه دادن .
اين گونه احسان ها در زندگي روزانه از هر كسي ساخته است هيچ چيز با نيكي قابل مقايسه نيست . براي پايان دادن به تمامي رنجها به جد تمام كار هاي نيك انجام دهيد. بودا |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت توسط تارا
|
|
||
|
|
|
|
|
آزاد به دنیا امده ام ولی در اثر هجوم دردها به پشت دیوار خزیده ام
درجای خود توسط زمان و خاطره ها میخکوب شده ام و تاریکی ترس ها مرا از زیبایی های زندگی پنهان نموده اند . زیبایی هایی که خداوند مخصوص من افریده ،اینجا اومرا در پشت اینه سرگشتگی هایم یافت ،با سراب هایی که خود انرا ساخته ام احاطه شد . برای حفاظت خود از دردهای درونی ام و قلب جریحه دارم که در عذاب گناهانم شعله زبانه می کشید و از زیبایی های عشق حضرتش محروم و روح خود را به بند کشیده بودم در این صورت خدا صدایم کرد "من اینجا هستم"خداوند ندا در داد .ولی من نمیتوانستم از پس ترسهایم صدای اورا بشنوم خود را بی ارزش می پنداشتم ، "من اینجا هستم "صدایی دوباره مرا به خود خواند " بگذار که عشق من تو را به نور هدایت کند " ورای تاریکی که تو بر روان خود ان را منعکس نموده ای "من اینجا هستم" وحشت زده و مبهوت اینه خود را بالا گرفتم ولی بازوانم ضعیف بود . قلبم تشنه ملاقات با خدا ! نتواننستم دیگر از گناهانم در برابر حقیقت نورانی و زیبایی های عشق او سپر بگیرم و در پشت گناهان خود پنهان شدم .سیلان نور وزیبایی مقاومت ناپذیر بود توان صحبت نداشتم از پشت سر گناهانم دزدانه نگاه کردم و زیبایی های منوارانه و درخشان اورا دیدم که بر جهان اطراف من پرده افکنده بود و چشمان قلبم به نور او باز شده بود . اومرا ازاد نمود آزاد که همراه بودن در شکرگذاری او سرود عاشقانه سر دهم و همراه با سبزه و گل ها در شادی های هستی شریک شوم و از انها لذت ببرم ازاد که در راه انسانیت و رسیدن به شکوفایی معنوی قدم بردارم ازاد که به خود واقعی ام دسترسی پیدا کنم و خودم باشم هنوز این طنین در گوشم اهنگ میزند "من اینجا هستم" اری اومرا ازاد کرد عشق به او ضامن ازادی من است لوئیس کالاگر
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت توسط تارا
|
|
||